Your browser version is outdated. We recommend that you update your browser to the latest version.

ویژگی‌های مهدکودک خوب کدام است

 
فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان گفت: مهدکودک خوب باید به محل زندگی یا کار مادر نزدیک باشد، نسبت مربی به کودکان متناسب بوده، محرک‌های صوتی کمتری داشته باشد و از طریق بازی به کودکان آموزش دهند.
 
خبرگزاری فارس: میترا حکیم شوشتری با بیان اهمیت نگهداری کودک توسط مادر اظهار داشت: بهتر است مادران تا سه سالگی از فرزندان خود مراقبت کنند، هر چند وابستگی به مادر خوب نیست و کودک بهتر است هفته‌ای یک مرتبه توسط پدر و مادربزرگ خود نگهداری شود تا دوری از والدین خود را تمرین کند.
 
کودکان خود را چه موقع به مهدکودک بفرستیم

این متخصص حوزه بهداشت روان گفت: چنانچه والدین ناچارند کودک خود را به مهدکودک بسپارند بهتر است این کار را قبل از هشت ماهگی او انجام دهند، زیرا کودک شناختی از محیط ندارد و می‌تواند به مربی خو گیرد. وقتی کودکان تعادل و حرکت را یاد می‌گیرند، به سختی افراد جدید را می‌پذیرند و واکنش آنها به افراد غریبه معمولاً خشونت و پرخاشگری است.
 
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران اظهار داشت: بهتر است والدین، کودکان خود را به مهدکودک‌هایی بسپارند که تعداد مراقب‌ها کم و ثابت باشد، زیرا مهدکودک هایی که مربیان گوناگونی برای انواع رشته‌ها مانند زبان و موسیقی و ... دارند موجب آسیب روانی به کودکان خردسال می‌شوند، چرا که دلبستگی در این کودکان شکل نمی‌گیرد.
 
ویژگی‌های مهدکودک خوب کدام است

وی افزود: وقتی افراد متفاوت هستند، کودک باید خود را با آنها هماهنگ کند و این انرژی روانی زیادی را از کودک می‌گیرد.
 
این فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان تصریح کرد: بهتر است مهدکودک به محل زندگی یا کار مادر نزدیک باشد، تا کودک این حس را داشته باشد که به راحتی می‌تواند به محیط قبلی که خانه است بازگردد. همچنین بهتر است محیط مهدکودک شبیه خانه باشد و محرک‌های صوتی افراد زیادی در آن وجود نداشته باشد.
 
وی تأکید کرد: مهدکودک‌هایی مناسب هستند که نسبت مربی به کودکان متناسب باشد، بر این اساس بهتر است برای یک مربی حداکثر 5 کودک 3 تا 4 ساله وجود داشته باشد، هر چند اگر تعداد کودکان کمتر باشد بهتر است.
 
والدین چطور می‌توانند محیط مهدکودک را ارزیابی کنند

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران با بیان نشانه‌هایی که والدین می‌توانند توسط آنها محیط مهدکودک را ارزیابی کنند، گفت: والدین می‌توانند از بازدیدهایی که کودک در خانه انجام می‌دهد، محیط مهدکودک او را ارزیابی کنند، مثلاً کودکی که حین بازی با عروسک خود می‌گوید بچه بد! به تو مداد رنگی نمی‌دهم، به احتمال زیاد در مهدکودک مورد آزار هیجانی قرار گرفته است.
 
وی ادامه داد: آموزش کودکان حین بازی صورت می‌گیرد، این در حالی است که کلاس‌های مهدکودک این چارچوب را ندارند و مربیان بیشتر از فلش‌کارت‌ها استفاده می‌کنند.
 
چه کودکانی محیط مهدکودک را بهتر می‌پذیرند

این متخصص حوزه بهداشت روان تصریح کرد: کودکی که احساس دلبستگی خوب داشته باشد، رفتار طردکننده‌ای از سوی مادر نداشته و جملاتی مانند «از دست تو خسته شده‌ام» نشنیده باشد، وقتی به مهدکودک یا پیش‌دبستانی می‌رود اوقات امنی را سپری می‌کند، اما کودکی که جملاتی مانند «از این به بعد مادر بچه همسایه می‌شوم» را می‌شنود دچار ترس و تردید می‌شود و در محیط مهدکودک و مدرسه می‌ترسد که والدینش دیگر سراغ او نیایند.
 
فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان گفت: بهتر است والدین پیش از فرستادن فرزند خود به مهدکودک آداب دستشویی رفتن را به او بیاموزند.
 
فرزند خود را نوازش کنید

وی خاطرنشان کرد: والدینی که فرزندان خود را به مهدکودک می‌سپارند باید در ساعاتی که با او هستند رفتار توأم با عواطف مثبت داشته باشند. این رفتارها باید با تماس پوستی و نوازش همراه باشد. 2 ساعت رفتار با عواطف مثبت و حفظ دوست داشتن می‌تواند از کیفیت قابل ملاحظه‌ای برخوردار باشد
 
 
 
 
 
 

اگر کـودکـتـان بـه کـیـفـتـان سـرک مـی کـشـد!

 

چند سال پیش در لابی هتلی منتظر پذیرش بودیم که متوجه شدم دختر کوچولویی آمده سراغ چمدانمان و سعی می کند در آن را باز کند. حس کردم شاید مادر و پدر این کودک که با بی خیالی مشغول کار خود بودند، نتوانسته اند فرزندشان را خوب تربیت کنند...

 

آن روز کمی جا خوردم اما امروز که خودم بچه دار شده ام، می فهمم که کودکان چقدر کنجکاوند و کنترل آنها گاهی چقدر سخت است. آنها دوست دارند هر جایی سرک بکشند و بفهمند داخل کیف و ساک و کشو و کمد چه خبر است. این رفتار شاید ابتدا قابل تحمل باشد اما به مرور مخصوصا وقتی پای غربیه ها به میان می آید، برای مادر مساله ساز می شود. دراین باره با دکتر نسرین امیری، فوق تخصص روان پزشکی کودک گفت وگو کرده ایم.

 

▪ خانم دکتر! آیا اینکه کودکان دوست دارند بدانند داخل کیف دیگران چیست، طبیعی است؟

 

این موضوع به سن آنها بستگی دارد. کودکان زیر ۳ سال از روی کنجکاوی به همه چیز دست می زنند، اما بعد از ۳ سال متوجه مالکیت و ممنوعیت ها می شوند ولی به دلیل خواسته هایی که دارند، قوانین را زیرپا می گذارند.

 

▪ آیا این باوردرست است که نباید وسایل تزئینی خانه را از اطراف کودکان نوپا جمع کرد تا به آنها عادت کنند؟

 

نه، کودکان زیر ۳ سال تفاوت بین داشته های خود و دیگران را درک نمی کنند بنابراین توصیه می شود والدین برای پیشگیری از بروز خطرها، چنین وسایلی را در دسترس او قرار ندهند.

 

▪ بعد از ۳ سالگی چطور؟

 

در این دوره باید مسایل را جدی تر گرفت و اجازه نداد کودک به وسایلی که به او مربوط نیست، مانند کیف والدین یا چیزهایی که برای او ممنوع شده اند (مانند شکلات) دست بزند.

 

▪ چگونه این نکته را به فرزندمان بفهمانیم؟

 

قبل از هر چیز باید به کودک آموزش داد که هر فرد مالک وسایل خود است. بعد از آنکه این موضوع را درک کرد، باید حواس جمع بود و در صورت شکسته شدن قوانین، کودک را تنبیه کرد. منظور از تنبیه فقط اعمال محدودیت است نه تنبیه بدنی، مثلا محرومیت از حضور در جمع و...

 

▪ بی توجهی به این رفتار کودکان چه عواقبی می تواند داشته باشد؟

 

گاهی کودکان در دوران دبستان شروع می کنند به برداشتن پول از کیف مادر. مادر هم متوجه این موضوع نیست و با هشدار مثلا اولیای مدرسه تازه متوجه می شود. این موضوع به دلیل آموزش ندادن درست اصل مالکیت است. در واقع کودکان تصور می کنند که دزد فقط شخصی است که در فیلم ها می بیند و نقاب به صورت می زند. باید به کودک فهماند که این کار هم نوعی دزدی است.

 

▪ چطور این کار را انجام دهیم؟

 

مثلا می توان به او گفت: «این کار تو زشت است و همان دزدی محسوب می شود.»

 

▪ اگر کودک متوجه اشتباه خود شد، تشویق هم لازم است؟

 

بله، مثلا باید به او گفت: «چون پسرخوب و مرتبی هستی و از وسایل خودت استفاده می کنی، این جایزه را به تو می دهم» اما گفتن جمله هایی مانند «چون دزدی نمی کنی یا دست تو کیف مامان نمی کنی، جایزه می گیری» کاملا اشتباه است. برای انجام ندادن کار بد نباید کودک را تشویق کرد و این از نکته های ظریف تربیتی است

 

 

 

          ورود افسردگي به دنياي کودکان

 گفتگو با دکتر نسرين اميري فوق تخصص روان‌پزشکي کودک و نوجوان - مريم منصوري

خيلي‌ها دوران کودکي را شادترين دوران زندگي مي‌دانند و هر از گاه آرزو مي‌کنند که برگردند به همان دوران شاد و رها و بي‌‌غم و غصه، به همان دوران کودکي. ولي پزشکان مي‌گويند در همان دوران شاد و رها و بي‌غم و غصه هم گاهي اوقات، افسردگي سراغ آدم مي‌آيد. يعني کودکان هم افسرده مي‌شوند؟ اين،‌ پرسشي است که با دکتر نسرين اميري، فوق‌تخصص روان‌پزشکي کودک و نوجوان و عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توان‌بخشي، در ميان گذاشته‌ايم و ماحصل سوال‌ ما و جواب‌هاي ايشان، شده است گفتگويي که پيش رو داريد...

سلامت : خانم دکتر! آيا ممکن است بچه‌ها هم افسرده شوند؟
بله، افسردگي در کودکان هم رخ مي‌دهد. حتي افسردگي در شيرخواران هم ممکن است رخ ‌دهد. در گذشته مي‌گفتند شيرخوار دچار بيمارستان‌زدگي شده است، براي اينکه مي‌ديدند بچه‌هايي که بنا به دلايل جسماني به ناگهان از والدين‌شان جدا مي‌شوند و در بخش‌هاي ويژه مراقبت مي‌شوند، به مرور زمان نگاه‌شان فرق مي‌کند، ميزان خواب، غذا خوردن و گريه کردن‌شان تغيير مي‌کند و بعدها که اين بچه‌ها پيگيري شدند، متوجه شدند که دچار نوعي افسردگي شده‌اند. افسردگي در بسياري از موارد با علايم جسماني و رواني همزمان ديده مي‌شود. افسردگي در کودکان يک بيماري جدي محسوب مي‌شود و از طرفي در هر سني ممکن است رخ دهد؛ حتي در دوران نوزادي.


سلامت : افسردگي در کودکان بيشتر ديده مي‌شود يا نوجوانان؟
البته افسردگي بيشتر در نوجوانان ديده مي‌شود اما به هر حال ميزان آن در کودکان هم قابل توجه است. ما آمار خيلي دقيقي در اين رابطه نداريم اما آمارهايي که از کشورهاي آمريکايي و اروپايي داريم، گواه آن است که پنج درصد کودکان مبتلا به افسردگي مي‌شوند و اين، آمار بسيار قابل توجهي است که البته در کشورهاي در حال توسعه، از جمله کشور خودمان، احتمالا بيشتر هم هست.


سلامت : چه عواملي در ايجاد اين افسردگي موثر است؟
افسردگي مي‌تواند يک بيماري ژنتيکي باشد، يعني اگر افسردگي در خانواده وجود داشته باشد مي‌تواند انتقال پيدا کند. به جز عوامل ژنتيکي، تغييرات اجتماعي مانند جنگ، بلاياي طبيعي مانند سيل، زلزله و يک‌سري عوامل روان‌شناختي، مثل بچه‌هايي که فقدان را تجربه کرده باشند، به خصوص فقدان پدر يا مادر و يا عزيزانشان، بيشتر مستعد ابتلا به افسردگي هستند. تحقيقات نشان داده است که اگر پسربچه‌ها زير سن 13 سالگي پدر خود را از دست بدهند، براي ابتلا به افسردگي مستعدتر هستند. عامل ديگر، از دست دادن سلامت جسماني کودک است؛ مثل قطع عضوهايي که در حوادث رانندگي رخ مي‌دهد که متاسفانه در کشور ما زياد هم است. از ديگر عواملي كه به بروز افسردگي كمك مي‌كنند و براي پيشگيري، بايد به آنها توجه كرد. عبارت اند از: جدا شدن از خانواده و حاميان عاطفي، تعويض مدرسه يا مهدکودک و از دست دادن دوستان، مهاجرت يا اسباب‌کشي، تبعيض بين فرزندان، به رخ كشيدن نكات منفي كودك و ابراز نكردن صفات مثبت او، دوري يا مرگ عزيزان، شكايت والدين از ناراحتي‌هاي جسماني كه كودكان را نگران از دست دادن آنها مي‌كند، مطرح كردن مسايل و مشكلات اقتصادي در حضور فرزندان و...


سلامت : آيا تنبيه کودکان هم مي‌تواند سبب ايجاد افسردگي در آنها شود؟
بله؛ تنبيه و بدرفتاري با کودک به‌عنوان يک عامل محيطي در ايجاد افسردگي در کودکان موثر است ولي توجه کنيد که جديت را نبايد با بدرفتاري اشتباه بگيريد. ما توصيه‌هايي داريم در رابطه با بچه‌ها که گاهي جديت‌هايي را به کار ببريم. جديت در مورد بچه‌ها کاربرد دقيق دارد و با خشونت متفاوت است.


سلامت : علايم و نشانه‌هاي بيماري افسردگي در کودکان چه چيزهايي است؟
اندوه، اشک و گريه مداوم، نااميدي به آينده، از فعاليت‌هايي که در گذشته انجام مي‌داده و از آنها لذت مي‌برده است لذتي نمي‌برد، بي‌حوصله و کم انرژي مي‌شود، از نظر اجتماعي منزوي مي‌شود و دوست ندارد در جمع دوستان يا در مهماني‌ها شرکت کند، اعتماد به نفس او پايين آمده و دايم احساس گناه مي‌کند، دايم به دليل کارهايي که مي‌کند عذرخواهي مي‌کند و يا خودش را مقصر چيزهايي مي‌داند که به او ربطي ندارد. علامت ديگر اينکه به صورت مشخصه حساس شده است، به خصوص اگر طرد شده باشد، تحريک‌پذير و پرخاشگر شده است و مثل اين است که کودک دايم از چيزي شاکي است و در درونش حرصي دارد، به راحتي ارتباط برقرار نمي‌کند و سخت دوست پيدا مي‌کند، شکايت‌هاي مکرر از بيماري جسمي مانند سردرد، شکم درد، پادرد و... بدون علت پزشکي دارد، غيبت‌هاي مکرر از مدرسه و يا انجام ندادن تکاليف، کاهش تمرکز، صحبت کردن درباره فرار از خانه و يا تلاش در جهت آن، اختلالات عمده در خواب و خوراک و صحبت از خودکشي از ديگر علايم است که در صورت ديدن اين علايم بايد به يک روان‌پزشک کودک مراجعه کرد زيرا افسردگي يک بيماري جدي است و سريعا بايد درمان شود.


سلامت : خانواده چه نقشي در درمان افسردگي کودکان دارد؟
خانواده و فضاي رواني آن نقش بسيار مهمي در پيشگيري از افسردگي و درمان اين اختلال دارد. البته در صورتي كه افسردگي، ناشي از عوامل دروني باشد، درمان آن بايد حتما توسط روانپزشک انجام شود اما براي درمان افسردگي‌هاي ناشي از عوامل محيطي، ساختن فضايي دوستانه و صميمانه كه كودك در آن احساس كند همه دوستش دارند و نيازهايش را به موقع و به جا برآورده مي‌كنند، موثر است. والدين بايد بدانند که ارتباطات منفي و عاري از عشق و پذيرش آنها مي‌تواند موجب افسرده شدن کودکان شود بنابراين وجود محيطي سرشار از عشق و محبت و روابطي سالم و صميمي براي كودكان ضروري است و نبايد آنان را از اين نعمت محروم كنيم. بايد اجازه بدهيم كودك افسرده صحبت كرده و احساس خود را بيان کند. به احساس او احترام بگذاريم و سعي كنيم با تغيير رفتار خودمان تفسير كودك از وقايع پيرامونش را عوض كنيم. گاهي نيز لازم است محيط كودك را قدري تغيير دهيم. كودكان، خودشان بهترين منابع اطلاع‌رساني به بزرگسالان هستند. يعني مي‌توانيم از خود كودك اطلاعاتي در مورد اين كه چرا غمگين است به دست آوريم. در بسياري موارد، افسردگي كودك به نوع رابطه او با عزيزانش به خصوص مادر مربوط مي شود. گاهي نيز رفتار خشونت‌بار پدر و عدم ابراز عشق و محبت توسط او، به بروز حالات غم‌زدگي و افسردگي در كودك مي‌انجامد. در اين صورت، آموزش والدين براي اين كه چگونه با فرزندشان رفتار كنند مي‌تواند بسيار كمك‌كننده باشد.

منبع :هفته نامه سلامت 88.6.14

 

.

.